آداب زندگي موفق شاد شادي شادكامي سعادت سعادتمند سرور احترام ادب تقوا متقين خانوا
از همین الان به جمع ثروتمندان اینترنتی بپیوندید
کسب درآمد از اینترنت
ماهیانه 500 هزار تومان
بدون نیاز به ایگولد و سایر بانکهای اینترنتی
واریز درآمد شما به حساب بانکی شما در ایران (سیبا – سپهر)
بدون نیاز به کارکردن با سایتهای کسب درآمد – پی تی سی – وبمستر و حتی نرم افزارهای کسب درآمد
با روزانه 4-2 ساعت کار
برای اولین بار در اینترنت
درآمد ثابت ماهیانه به دست آورید
100% تضمینی
آموزش سه روش کسب درآمد مطمئن از اینترنت فقط با 3-2 ساعت کار در روز
تنها راه کسب درآمد برای کسانیکه می خواهند از صفر و با سرمایه کم (حتی بدون سرمایه) شروع کرده و به درآمد عالی برسند.
ما امروز یک CD تهیه کرده ایم با نام "بسته آموزشی CN3"
نه قصد تبلیغ محصول خود را داریم و نه قصد بزرگنمایی و یا ظاهر سازی چون بدون فروش این محصول نیز درآمد خوبی از هر سه روشی که در این بسته آموزشی (CN3) توضیح داده ایم کسب می کنیم . بنابراین لطفا بدون هرگونه غرض ورزی و یا پیشداوری مطالب زیر را کامل بخوانید تا شما نیز قدم به دنیای بزرگ "کسب درامد از اینترنت" بگذارید.
CN3 چیست ؟
کسب درآمد واقعی از اینترنت اصول دارد نه اینکه هر کسی که وارد اینترنت شد بخواهد با کارکردن با یک یا چند تا سایت کسب درآمد (که همشون هم کلاهبردارن) پولدار شود اگه اینجوری بود الان باید همه ملت پولدار شده باشن ... بین شما دوستانی که در حال مطالعه این صفحه هستید آیا محض رضای خدا یکنفرتان تا به حال موفق شده 10 هزار تومان از اینترنت به دست آورد؟ !!! ... منکه بعید می دونم !!!
آیا حاضرید شروع کنید؟؟؟
من و همکارانم هم چند سال پیش مثل شما شروع کردیم به کار کردن با سایتهای پی تی سی و ... . اما بعد از مدتی متوجه شدیم که از این کارها پولی در نمیاد برای همین خودمون کم کم دست به کار شدیم وتقریبا بعد از 7 ماه اولین درآمد اینترنتی خودمون روتجربه کردیم .. کمی که انرژی گرفتیم روشهای دیگه روهم تست کردیم تا اینکه موفق شدیم توی اینترنت یه درآمد ثابت پیدا کنیم !!! ما در این دو سال موفق شدیم درآمد خود را در چند ماه حتی به 1 میلیون تومان هم برسانیم که تمامی این درآمد از اینترنت به دست آمده بود (هنوز هم بعضی از فیشهایی که ما برای نمونه داخل اینترنت گذاشته بودیم توی بعضی از وبلاگها وجود دارد) و حالا با پولی که از همون روشها به دست آورده ایم به کارهای بزرگتر (و پرسودتری) دست زدیم که برای ما واقعا درآمدزا هستند.
و اکنون نوبت شماست که این فرصت استثنایی را از دست ندهید....!!!
ما این چند روش واقعی کسب درآمد از اینترنت را به صورت یک بسته آموزشی به نام CN3 درآورده ایم که قابل عرضه به شما می باشد . درآمد این روشها بین 300 الی 500 هزار تومان در ماه است (البته ماههای اول ممکن است درآمد شما تقریبا 150 تومان هم باشد اما در ماههای سوم و چهارم مسلما درآمد شما تا 500 هزار تومان در ماه افزایش خواهد یافت.)هر 3 روشی که در این بسته به شما آموزش داده می شود قبلا توسط ما تست و امتحان شده است (حداقل یکسال است که روی آنها کار می کنیم و 90% درآمدی که ما خودمان در یکسال گذشته از اینترنت به دست آورده ایم از همین سه روش است . (من خودم شخصا شغل دیگری ندارم و برای کسب درآمد و امرار معاش ، فقط از همین سه روش استفاده می کنم و شغل دیگری ندارم پس مطمئن باشید که این سه روش واقعا درامد زا و قابل اطمینان هستند. تعدادی از درآمدهای من را می توانید در زیر مشاهده کنید که به حسابهای صادرات و سامان من واریز شده اند. )

CN3 شامل چند روش موثر کسب درآمد از اینترنت است که قبلا توسط هزاران نفر مورد استفاده قرار گرفته است و 100 درصد پولساز هستند... شما هم اگر این روشها را بدانید از همین الان می توانید در هر ماه درآمد ثابتی کسب کنید ... حتی بیش تر از درآمدی که پدران شما به دست می آورند !!! اگر شما به دنبال راهی جهت کسب درآمد از اینترنت می گرددید که با کمترین زمان بتوانید بیشترین درآمد را کسب کنید ، CN3 ، جوابگوی شما خواهد . مهم نیست که شما تا به حال چه روشهایی را برای کسب درآمد امتحان کرده اید و یا اینکه این روش به نظرتان امکانپذیر می باشد یا خیر ..... بلکه مهم این است که این شیوه و این بسته آموزشی کاملا درآمدزا هست .
آموزش گام به گام کسب درآمد و موفقیت
مزایای CN3:1:کاملا 100% و واقعی
2:کسب درآمد ماهیانه و دائمی
3:بدون نیاز به عضو گیری و یا کلیک روی تبلیغات
4:واریز درآمد شما به حساب بانکی شما در ایران (سیبا – سپهر)
5:بدون نیاز به ایگولد و بانکهای اینترنتی مثل آلرت پای ، پی پال و غیرووو
6:قابل استفاده برای همگان حتی کسانیکه با اینترنت آشنایی زیادی ندارند
7:بدون نیاز به کارکردن با سایتهای کسب درآمد – پی تی سی – وبمستر و حتی نرم افزارهای کسب درآمد
8:کسب درآمد به صورت آنلاین و آفلاین (یعنی حتی اگر پشت کامپیوتر نیز نباشید از درآمد شما کم نمی شود . بلکه درآمد نیز خواهید داشت)
احمدی نژاد در مناظره ۱۶ خرداد به مثاله ایی در علم عرب اشاره کرده بود که کروبی از آن بی خبر بود.
کروبی به جای اینکه بی گدار به میزد ای کاش کمی به تعلیماتش در حوزه باز می گشت و مساله ایی به این واضحی را سوتی نمی داد...!!

"لمجلس التعاون لدول الخلیج العربیه"
العربیه صفت برای دول(دولت ها) است نه برای خلیج...!
بر اساس تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان صورت گرفته یک زندگی سالم به چهار امر مهم بستگی دارد:

احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به مناطق محروم رسیدگی می کند.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون فساد مالی ندارد.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون اسراییل و هم پیمانانش از او حمایت نمی کنند.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به احیای گفتمان انقلاب اسلامی پرداخته است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون واقعا مدرک دکتری گرفته است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سخنانش را با دعای فرج شروع می کند.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون توهین های صورت گرفته به خودش را می بخشد.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بدهی های خارجی کشور را کاهش داده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون با گروه های ضد انقلاب دیدار نداشته است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخته است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون مقابل اسکتبار جهانی و هم پیمانانش ایستاده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون نمی گذارد ۴۰ تن سیب زمینی مانند ۱۳۰ تن پیاز بگندد.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سهام عدالت را بین مردم پخش کرده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به تمامی استان های ایران سفر کرده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بنزین را سهمیه بندی کرده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سیاست خارجی عزت مند را استوار کرده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به شعارهای عوام پسند و غیرواقعی روی نیاورده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون از بیت المال برای تبلیغاتش مصرف نکرده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به مخالفانش توهین و پرخاش نمی کند.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به دنبال پرکردن جیب خود و خانواده اش نیست.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون مدافع حقوق مظلومان عالم است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون اولین نفری است که به فکر جراحی اقتصاد ایران است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون پایبند به گفتمان اصول گرایی است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بسیار بسیار پر کار بوده است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سعی در ایجاد فجایعی نظیر 18 تیر نداشته است.
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون جلوی تفکیک دین از سیاست را سد کرد .
احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون . . .
چار ميم آمد به دشت كارزار ميم محمود است دلها را قرار ميم مهدي مست جام قدرت است ميم محسن فتنه اي در ملت است ميم ديگر دست نا اهلان اسير منتصَب بايد كند صدها وزير دست حق محمود را چون ياور است خلق را بر پاكي او ياور است روز و شب در جنگ با كفر و نفاق انتخابش را نخوان يك اتفاق غيرت مردان مرد آيد بجوش يك صدا آگاه و با چوش و خروش رأي ما فردا گواه محشر است چونكه محمود از رقيبان بهتر است
![]()
درباره : بسم الله الرحمن الرحیم اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه . این وبلاگ رو راه انداختم تا از مردی دفاع کنم که آماج حملات بی رحمانه و بی شرمانه دشمنان خارجی و مخالفین داخلی قرار گرفته . کسی که تنها جرمش خدمت و سر بلندی ملت ایرانه ، کسی که معنای واقعی یک رئیس جمهور رو برای مردم به تصویر کشید ، کسی که ثابت کرد با دین هم میشه حکومت کرد ، کسی که ثابت کرد افکار امام به زباله دان تاریخ نپیوسته، کسی که بعد از چندین سال آوای دلنشین اللهم عجل لولیک الفرج رو در سراسر گیتی طنین انداز کرد ، کسی که یاد و خاطره رجایی رو در ذهن مردم زنده کرد ، کسی که نظام های ظالمانه و ناعادلانه حاکم بر دنیا رو به سخره گرفت . کسی که ...
اسحاق قرشی از شخصیت های ثروت مند عراق در کوفه، دختری بنام اُرِینَب داشت که از جهت زیبایی و کمال و ادب نمونه بود. پس از مدتی، آوازة این خانواده در خاندان معاویه در افتاد و نزدیکان ایشان از اسحاق و دخترش ارینب سخن بسیار می گفتند. یزید هم با اینکه زنی با نام ام خاله داشت، سخت به این دختر مایل شد و به فکر افتاد که از او خواستگاری کند که ناگهان خبر ازدواج ارینب با عبدالله سلام به او رسید. یزید که مدتی در این باره فکر کرده بود، بسیار بی قرار شد.
به همین خاطر عمرعاص و دیگران برنامه ای تهیه دیدند و عبدالله سلام همسر ارینب را به شام دعوت کردند و با تشریفات در دمشق از او استقبال کردند. مدتی او را در شام نگاه داشتند و به او فهماندند که: «چون معاویه به شخصیت تو اعتماد دارد، می خواهد دخترش را به تو بدهد و تو را از نزدیکان خود گرداند. اما او نباید دخترش را به تو عرضه کند بلکه تو باید با وضعی مناسب از او خواستگاری کنی.» عبدالله عاقبت در نامه ای بسیار سنجیده به معاویه، از دخترش خواستگاری کرد. سرانجام جواب قبولی معاویه و رضایت دخترش را آوردند که گفته: «من هم عبدالله سلام را می خواهم ولی اشکالش در این است که دختر خلیفه نمی تواند در خانه هوو داشته باشد!»
عبدالله سلام به امام علی و فرزندانش ارادت داشت؛ اما طمع نزدیکی به مرکز قدرت و خلافت، او را خام کرد. سرانجام پا به بخت خود زد و زن زیبا و جوان خود را طلاق داد. فوری به دستور یزید طلاقنامه را به ابودردا سپردند و با هدیه های چشمگیر او را به عراق روانه کردند تا خبر طلاق را بصورت خوبی برساند و ارینب را با وکالت رسمی برای یزید عقد کند. ابودردا حرکت کرد و در سر راه به مدینه وارد شد. حسین بن علی را ملاقات کرد و داستان را گفت. حضرت حسین (ع) گفت: «ببین چه کارها می کنند! خانواده ای را پریشان می کنند تا دختر بی گناهی را به یک هوسباز برسانند. حالا ضمن اینکه پیام خودت را می رسانی از طرف من هم وکیل هستی که اگر ارینب راضی باشد، او را برای من عقد کنی که خیر او را در این می بینم.»
ابودردا به عراق آمد و در حضور ارینب و مادرش جریان طلاق را شرح داد. ارینب با این خبر بسیار ناراحت شد و ابودردا او را دلداری داد و گفت: «زندگی گاهی از این پیشامد ها دارد ولی هم اینک من از طرف دو نفر از سرشناسان پیغام خواستگاری آورده ام. یکی یزید که جاه و مقامش را می دانی و دیگری حسین بن علی که بزرگواری او را همه می دانند.»
ارینب با این پیام مدت زیادی فکر کرد تا روزی به ابودردا گفت: «من نمی توانم تصمیم بگیرم. به نظر تو کدام را انتخاب کنم که بهتر باشد؟!» ابودردا گفت: «اکنون باید چیزی بگویم که اگر دختر خودم بود به او می گفتم و آن این است که اگر جاه و مقام و پول و طلا می خواهی یزید را انتخاب کن؛ اما اگر پاکی و رضای خدا و سعادت معنوی را می خواهی حسین را. حسین کسی است که لب و صورت او را پیغمبر خدا می بوسید و چه شرفی از این بهتر است.»
ارینب گفت: «راست می گویی! من حسین بن علی را انتخاب کردم.» ابودردا گفت: «من از طرف او وکیلم که تو را به عقد او در آورم و می روم و می گویم که کار تمام شد. شما هم به طرف مدینه حرکت کنید تا در امن و امان باشید.»
خبر به یزید رسید که او را سخت آزرده کرد. اکنون دیگر هیچ کس از ازدواج دختر معاویه با عبدالله سلام حرفی نمی زد و کم کم خود به نیز او فهماندند که خبری نیست. وقتی هم که عبدالله قول و قرار خود را به معاویه گوشزد کرد، به دستور معاویه یکی از اطرافیان به عبدالله گفت: «چه می شود کرد؟! دختر خودش راضی نیست و می گوید چگونه من زن کسی شوم که دختر عموی خود را با آن همه جمال و کمال رها کرد؟!!»
عبدالله سلام حیله ای را که به کار برده بودند دریافت، و افسرده و نامراد به سمت عراق حرکت کرد. وقتی به مدینه رسید نامه ای از امام حسین (ع) دریافت کرد که او را نزد خود دعوت کرده بود. آمد خدمت امام حسین (ع) و امام او را به منزل ارینب برد و در آنجا به عبدالله سلام فرمود:
«اینک امانت خود را پس بگیر! من هرگز به ارینب نزدیک نشدم و اینک هم او را طلاق دادم و به عقد تو در آوردم. من می خواستم او را از شر یزید و مکر پدرش نگاه دارم و شکر خدا که حالا حق به حقدار برمی گردد.»
راوی داستان گفته است که آن روز عبدالله و ارینب چنان اشک ریختند که همه ی اطرافیان را به رقت آوردند.
درباره ی این قصه چند کتاب مستقل و چند داستان مفصل نوشته شده و آنچه در اینجا آمد خلاصه ی ماجراست.

انالله و انا اليه راجعون
قال رسول الله صلي الله عليه و آله:
اذا مات العالم الفقيه ثلم في الاسلام ثلمة لايسدها شيء .
وقتي عالمي فقيه، فوت کند در اسلام رخنه و حفرهاي ايجاد ميشود که هيچ چيزي نميتواند جاي آن را پر کند.(1)
با کمال تاسف و تاثر خبر رحلت عالم بزرگوار، اسوه تقوا و فروتني حضرت آية الله محمدتقي بهجت(ره)، بار ديگر ايران اسلاميمان را محزون نمود. و در ايام فاطميه، که يادآور شهادت پاره تن رسول خدا(صلي الله عليه و آله) ميباشد، بيرقهاي عزا براي عالمي که عمر خود را براي احياي دين پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) صرف نمود، در کنار پرچمهاي عزاي دخت گراميش قرار گرفت. باشد که مورد شفاعت اين بانوي بزرگوار اسلام قرار گيرد.
مير حسين را آوردند!!؟؟
نويسنده:یوسف غلامی
برگرفته از سايت راسخون
نویسنده:علی همت بناری
مقوله تربیت از ابتدایي ترین و اساسي ترین نیازهای زندگی بشری است و نه تنها تربیت لازمه جدایی ناپذیر زندگی كه متن آن بوده و بلكه زندگی، از گهواره تا گورش جلوهای از آن است. انسان تنها در پرتو تربیت صحیح است كه بهعنوان موجودی هدفمند و اندیشه ورز به اهداف وآرمانهای خود دست یازیده و قلّه رفیع سعادتِ مطلوب خویش را فتح مينماید؛ از این رهگذر برای انسان مسلمان تربیت اسلامی ضرورتی مضاعف دارد زیرا انسانی كه گردنبند مروارید دانه دین و بندگی خالق متعال رابر گردن آویخته جز در پرتو تربیت صحیح اسلامی به مدال افتخار عبودیت و تسلیم نائل نمی آید، از سویی دیگر چنین انسان مسلمانی برای پیمودن راه سعادت و بندگی احتیاج به الگوهای مطمئن عملی دارد تا با نصبالعین قراردادن دیدگاههاو سیره عملی آنان ، هم راه صحیح بندگی و سعادت را بپیماید و هم در این وادی سریعتر گام نهد و سریعتر به مقصد نایل آید، از این رو معصومین علیهمالسلام ـ كه از گوهر عصمت و مصونیت از خطا و اشتباه برخوردارند.ـ بهترین و مطمئنترین الگوهای تربیتی بوده و ارائه دیدگاههاو كشف و عرضه سیره تربیتی آنان یك ضرورت انكارناپذیر برای پویندگان عرصه تعلیم و تربیت اسلامی است و در این میان، ارائه دیدگاه ها و سیره تربیتی امام علی علیهالسلام ـ كه خود "اَب الائمه" و سرسلسله جانشینان بهحق نبوی و سرآغاز تجلیگاه امامت معصومین علیهمالسلام و نخستین تشكیل دهنده حكومت اسلامی علوی است. ـ بر ضرورت این كار ميافزاید.
مبحث اول: اهمیت تربیت فرزندان و ضرورت تسریع در آن و هدف نهایی از آن:
الف) اهمیت تربیت فرزندان:
تربیت از حیاتی ترین ابعاد زندگی انسان است و در پرتو آن ،
انسان به سعادت مطلوب نائل ميآید . بزرگ مربی اسلام، علی
علیهالسلام در سخنان دربار خود بارهاوبارها از این امر
مهمّ پرده برداشته و آثار و نتائج مثبت تربیت فرزند و
پیامدهای منفی بيتوجهی به آن را بیان داشتهاند. امّا پیش
از بیان دیدگاههای حضرت در این زمینه، مناسب است نوع نگرش
و برداشت آن حضرت را از فرزند ارائه نمائیم. بر خلاف
برداشت و نگرش برخی افراد كه از فرزند بیشتر به عنوان
ابزاری برای پاسخگویی به نیاز عاطفی والدین و نیز عضوی
برای تأمین و خدمت به خانواده و مایه فخر و مباهات والدین
نگریسته ميشود، امام علی علیهالسلام به فرزند بسی فراتر
از این نگریسته و آن را عطیهای الهی بر شمردهاند كه در
پرتو توجه و تربیت والدین به رشد كافی رسیده و در پی
نیكوكاری و احسان به والدین بر ميآید. در نهجالبلاغه
آمده است كه: "در حضور امام علی علیهالسلام مردی به دیگری
تولد پسرش را این چنین تبریك گفت:"گوارایت باد رزمجویی
سواركار!" آن حضرت از نوع تبریك گفتن او نهی نمود و تبریك
گفتنی این چنین رابه او توصیه نمود:" امید كه بخشندهاش را
سپاسگزار باشی و این عطیه الهی مباركت باد، او به رشد
دلپذیر برسد و تونیز ازنیكی و خیرش بهرهمند شوی."(1) پس
از آن كه از نگرش علی علیهالسلام نسبت به فرزند آگاه
شدیم، اینك به آثار و نتایج تربیت فرزند از دیدگاه آن حضرت
اشاره ميكنیم؛ آن حضرت درسخنی كوتاه و در عین حال عمیق و
ظریف، تربیت و ادبآموزی را میراثی بی مانند تلقی
نمودهاند. معمولاً با در گذشت انسان، نگهبان میزان و
مقدار میراث به ارث گذاشته او معطوف است و چنانچه فردی
متمّول و ثروتمند باشد، اقلامی از میراث همانند زمین ،
خانه و ماشین در نظر كوته نظران، بزرگ و مهم جلوه مينماید
امّا از دیدگاه امام مربیان، علی علیهالسلام ، میراثی به
مانند ادب و تربیت وجود ندارد"لامیراث كالادب"(2) و هرگز
املاك و دارایيهای باقیمانده مادّی، قابل مقایسه با میراث
گرانبهای ادب و تربیت صحیح برای فرزندان نیست. واز این
روست كه در سخنی دیگر، آنحضرت فرمود:"گرانبهاترین چیزی كه
پدران برای فرزندانشان به ارث ميگذارند، ادب است."(3)
علی علیهالسلام ثمره و محصول تربیت صحیح را پرورش فرزند
صالح و پیامد بيتوجهی به امر خطیر تربیت را "رشد یافتن
فرزند ناصالح " برشمرده و برای هریك از این دو، آثار و
نتائج مثبت و منفی بیان نمودهاند. از دیدگاه آن حضرت
فرزند صالح مایه انس و آرامش والدین است لذا ميفرماید:
"انس و آرامش در سه چیز است: همسری كه با شوهرش توافق
داشته باشد، فرزندی كه صالح باشد و برادری كه موافق و هم
رأی انسان باشد."(4) همچنین در سخن دیگری فرزند صالح را
نیكوترین یادگار و بلكه مساوی با همه یادگارهای باقیمانده
از والدین، معرفی مينماید: "الولد الصالح احد الذِكرین"
مرحوم خوانساری در ترجمه و شرح خود بر "غررالحكم و
دررالكلم" ذیل این حدیث ميگوید: "فرزند صالح نیكوتر دو
یاد است؛ یعنی اسباب یاد كسی به نیكویی دوتاست: یكی فرزند
صالح كه از او بماند و دیگری سایر اسباب او. فرزند صالح
نیكوتر از همه آنهاست یا اینكه فرزند صالح را با هر سببی
بسنجند، از آن سبب نیكوتر است"(5)
از سویی دیگر آن حضرت آثار سوء و پیامدهای منفی پرورش
فرزند ناصالح را مـورد توجه قـرار داده و همـه رهـروان
صدیق خود را از بيتوجهی به تربیت صحیح فرزندان برحذر
داشته است. ایشان در سخنی فرزند ناصالح را مایه نابودی شرف
و بلندی مرتبه پدران خود و عیبناك كننده پیشینیان خود
معرفی مينماید.(6) و در كلامی دیگر از فرزند ناصالح به
آلوده كنندهپیشینیان خود و فاسد كننده اولاد و بازماندگان
یاد
ميكنند.(7) همچنین در سخنی دیگر او را مایه محنت و شومی
دانسته(8) و در بیانی بلیغ، فرزند ناخلف را شدیدترین
مصیبتها معرفی نمودهاند(9). فرزند ناصالح نه تنها خویشتن
خود را گم نموده و گوهر بندگی و انسانیت خویش را از دست
ميدهد، كه گاهی ممكن است پدر صالح و شایسته را به انسانی
ناصالح مبدل گرداند؛ علی علیهالسلام درباره زبیر فرمود: "
پیوسته زبیر مردی از ما اهلبیت علیهمالسلام بود تا اینكه
فرزند شوم و ناخلف او عبدالله بزرگ شد ( و او را از ما جدا
كرد."(10)
ب) ضرورت تسریع در تربیت فرزندان
از دیدگاه امام علی علیهالسلام :
برای موجوداتی كه در طریق تغییر، تحول، رشد و تكامل هستند
معمولاً موسم مناسبی وجود دارد كه در آن به بهترین و
مناسبترین رشد خود ميرسند و آثار مورد انتظار از آنها
تجلی ميیابد، گلها در موسم بهار ميرویند، چشمه ها در فصل
زمستان جاری ميشوند. ابرها در زمستان بارور می گردند و
قطرات بارانش میهمان زمین ميگردند و ... تربیت فرزند نیز
موسم مناسب خود را دارد كه در آن بهتر و آسانتر به بار
مينشیند. موسم مناسب تربیت، در اوایل زندگی یعنی دوره
كودكی، نوجوانی و عنفوان جوانی است، آنگاه كه فرزند هنوز
قلبی آسمانی و بيآلایش دارد، آنگاه كه هنوز هواهای نفسانی
و خواهشهای غیر انسانی به سرزمین وجود او هجمه نیاورده ،
آنگاه كه هنوز پلیديها و زنگارها میهمان ناخواسته دل او
نگشته و كشتزار دل او آماده پذیرش هر بذری است. از سوی
دیگر والدین به عنوان مهمترین مربیان فرزندان خود نیز
همیشه فرصت و حوصله تربیت ـ كه امری ظریف و در عین حال
پیچیده است.ـ را ندارند زیرا آنگاه كه بهار عمر والدین به
روزهای آخر رسید و ضعف و سستی بر آنان مستولی گشت و
حافظهشان چونان جسمشان به ضعف و نقصان گرائید توان تربیت
و راهنمایی مفید رانداشته و از ایفای نقش مربیگری برای
فرزندان عاجز ميگردند. علی علیهالسلام مربی بزرگ بشریت
در منشور تربیتی خود به امام حسن مجتبی علیهالسلام در به
این نكته مهم و ظریف توجه نموده و دیدگاه تربیتی گرانسنگی
ارائه نموده است؛ آن حضرت فرمودهاند: "فرزند دلبندم! چون
دیدم سالیانی راپشت سر نهاده و به سستی در افتادهام، بدین
وصیت برای تو مبادرت نمودهام و خصلتهایی رادر آن بر شمردم
پیش از آنكه مرگ بشتابد و مرا دریابد و آنچه در اندیشه
دارم به تو ناگفته ماند یا اندیشهام همچون تنم نقصان بهم
رساند یا پیش از نصیحت من پارهای خواهشهای نفسانی بر تو
غالب گردد یا فریبندگیهای دنیا تو را بفریبد و همچون شتری
گریزان و نافرمان باشی. و بهدرستی كه دل جوان همچون زمین
ناكشته است، هرچه درآن افكنند، بپذیرد. پس به ادب آموختنت
پرداختم پیش از آنكه دلت سخت شود و خِرَدت هوایی دیگر
گیرد..."(11) و در قسمت دیگر آن، ميفرماید:"... چون به
كار تو چونان پدری مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت
همت گماشتم،چناندیدم كه این عنایت در عنفوان جوانيات به
كار رود و در بهار زندگانی كهنیتی پاك داری و نفسی صاف و
بيآلایش..."(12)
ج) هدف نهایی از تربیت فرزند:
در نظام تربیتی اسلام بحث اهداف از كلیديترین مباحث بوده
و جایگاه مهمّی در آن دارد چرا كه بدون داشتن هدف و تعیین
آن، امكان برنامه ریزی و نیز ارزیابی فعالیتهای تربیتی به
آسانی ممكن نیست. در تربیت فرزندان آن هم در جامعه اسلامی،
داشتن هدفهای الهی بسی مهمّ و تعیین كننده است.
اكنون سؤال این است كه در نظام تربیتی اسلام هدف از تربیت
چه باید باشد؟ آیا هدف صرفاً تولید نسل و افزودن بر اعضای
جامعه است؟ آیا هدف صرفاً پرورش فرزند سالم است؟ آیا هدف
تربیت نیروی انسانی برای تداوم جامعه اسلامی و به انجام
رسانیدن امور آن است؟ و یا اینكه علاوه بر اینها، اهداف
مهمتر و مقدستری وجود دارد؟ و بالاخره از دیدگاه بزرگ مربی
اسلام، علی علیهالسلام هدف از داشتن فرزند و تربیت آن
چیست؟
بانگاهی به دیدگاهها و سیره تربیتی علی علیهالسلام آشكار
ميشود كه در نظام تربیت اسلامی هدف نهایی از تربیت، رسیدن
فرزند به مقام اطاعت وعبودیت الهی است، هدف نهایی، تربیت
انسانی است كه مطیع پروردگار و تسلیم درآستان او باشد.
امیرمؤمنان علی علیهالسلام درضمن حدیثی پیش از تولد
فرزند، هدف نهایی از تربیت را بهطور غیر مستقیم بیان
نموده و بهراستی آن حضرت در سفره تربیتی خویش بدین هدف
تحقق بخشیده و فرزندان خود را با توجه به آن، تربیت
نمودهاند. مرحوم ابنشهرآشوب به سند خود از آن حضرت نقل
ميكند كه فرمود:"من از خداوند خویش طلب فرزندان زیبا چهره
و نیكوقامت ننمودهام، بلكه از
من از خداوند خویش طلب فرزندان زیبا چهره و نیكوقامت
ننمودهام، بلكه از پروردگارم خواستهام فرزندانم مطیع او
باشند و از او بترسند تا وقتی با این صفات به آنها نظر
افكنم مایه چشم روشنی من باشند.
پروردگارم خواستهام تا فرزندانم مطیع او باشند و از او
بترسند تا اینكه وقتی با این صفات به آنها نظر افكنم مایه
چشم روشنی من باشند."(13)
مبحث دوم: ابعاد تربیت از دیدگاه و سیره امام علی علیهالسلام :
انسان موجودی است كه از ابعاد گوناگون برخوردار است و به تبع آن تربیت نیز ابعادی دارد كه خود به اقسامی تقسیم ميگردد: تربیت اخلاقی، تربیت دینی، تربیت جسمانی، تربیت اجتماعی و... درسیره تربیتی نخستین امام شیعیان نیز این ابعاد و انواع تربیت مورد توجه واقع گردیده با بررسی كامل و مفصّل هر یك از این ابعاد و انواع، نیازمند ارایه یك مقاله مستقل وبلكه یك كتاب است ولی از آنجا كه موضوع این مقاله، عام بوده وامكان بررسی مفصل هركدام دراین مقاله وجود ندارد، بهناچار بصورت اشاره واگذرا بدان نظر ميافكنیم.
تربیت دینی:
مراد ما از تربیت دینی محدوده خاصی است، هر چند تربیت دینی
بهیك معنا بسیار عام و گسترده است و شامل همه ابعاد وجودی
انسان ميگردد امّا در اینجا، مراد از تربیت دینی، مقابل
تربیت اخلاقی، اجتماعی و سایر ابعاد است و عمدتاً حوزه
مربوط به عقاید و احكام عبادی از دین را شامل ميگردد.
تربیت دینی به این معنا در سیره تربیتی امامعلی
علیهالسلام از اهمیت خاصی برخوردار است و در ذیل به
نمونههایی از آن اشاره ميكنیم:
1 - نماز:
یكی از بارزترین مصادیق تربیت دینی و بلكه مهمترین نمود آن
در حوزه احكام و عبادات، نماز است. نماز بزرگترین
فریضهالهی وپیش درآمد قبولی سایر اعمال و عبادات است. علی
علیهالسلام در طول عمر با بركتشان زیباترین جلوهها را در
نماز بهنمایش گذاشتند، او در حالت جنگ و صلح، بیماری و
سلامت،در خانه و مزرعه، برمسند حكومت و خانهنشینی 25 ساله
و در همه حالات و شرائط، نماز مهمترین عمل او بود و
فرزندان خود رابدان سفارش مينمود. در وصیتی به امام حسن
علیهالسلام و تمامی خانواده و فرزندانش آنها رابه نماز
سفارش كرده ميفرماید: "از خدا بترسید، از خدا بترسید
درباره نماز زیرا كه نماز بهترین كارهاو ستون دین شماست
"(14) او نه تنها خود و فرزندانش به نماز اهمیت ميدادند
كه همه پیروان وشیعیان خود را به تعلیم نماز به فرزندان و
سعی در تشویق آنان به مدوامت بر آن، فرا خواندهاند. آن
حضرت فرمود: "علّموا صیسانكم الصلوة و خذوهم بها اذا بلغوا
الحلم" "در كودكی به فرزندانتان نماز راتعلیم دهیدو هنگام
بلوغ، آنان را به نماز وا دارید."(15) فریضهنماز درتربیت
دینی چنان مهم است كه حتی در پیش از بلوغ، تنبیه مختصر
فرزند بهخاطر ترك آن، روا دانسته شده است. علی
علیهالسلام خطاب به یكی از اصحاب فرمود: "كودكان اهل
خانهات را با زبان به نماز و طهارت تأدیت نما و وقتی به
سن ده سالگی رسیدند، آنان را بر ترك آن، تنبیه بدنی نما
ولی از سه بار بیشتر تجاوز نكند."(16) نكته قابل توجهی كه
در این دو حدیث وجود دارد، توجه حضرت به مراحل تربیت و نیز
روش آشنا نمودن فرزندان با نماز و اقامه آن است، زیرا در
مورد نماز بین دوره كودكی و بلوغ فرق گذاشتهاند، در دوره
كودكی تاقبل از ده سالگی فقط سفارش به آموزش و تعلیم نماز
نمودهاند و تنها به اقدام زبانی و سفارش كلامی اكتفا
نمودهاند، در این مرحله تأكید بر آمادگی و زمینه سازی
برای اقامه نماز شده است. اما در سن ده سالگی هر چند هنوز
بهحّد بلوغ نرسیده امّا بعلت رشد مناسب كودك در این سن و
تا حدودی رسیدن به سن تمییز و تشخیص، تأكید عملی بر اقامه
نماز است و آنگاه كه به سن بلوغ رسیدند تأكید بر واداشتن
آنها به نماز و ترك نكردن آن است.
2 ـ آموزش قرآن:
قرآن كتاب آسمانی و مهمترین منبع اسلامی است، قرآن سرچشمه
معارف الهی است و در تربیت دینی جایگاهی بس عظیم دارد. علی
علیهالسلام در نامه تربیتی خود به فرزندش امامحسن
علیهالسلام بعد از آنكه براهمیت تربیت و تسریع در آن
تأكید مينمایند، نخستین اقدام خود را تعلیم و آموزش قرآن
و معارف و احكام حلال وحرام آن بیان ميكند:"... واَنْ
ابتدئك بتعلیم كتاباللّه و تأویله وشرایع الاسلام و
احكامه و حلاله و حرامه لا اجاوز ذالك بك الی
غیره..."،"نخست تو را كتاب خدا بیاموزم وتأویل آن رابهتو
تعلیم دهم و شریعت اسلام و احكام آن را از حلال و حرام بر
تو آشكار سازم و (درآغاز) به چیزی غیر از قرآن
نپردازم."(17) همچنین آن حضرت در توصیه به فرزندش محمدبن
حنیفه، فرمود: "...برتو باد به خواندن قرآن و عمل كردن به
آنچه در آن است و اینكه به مقررات و دستورات حلال و حرام
آن و امر و نهی آن پایبند باشی. همچنین خواندن قرآن رادر
شب و روز و هنگام تهجّد برخود لازم بدانی چرا كه قرآن
عهدنامهاياست از سوی خداوند تبارك و تعالی به خلق خود،
پس واجب است بر هر مسلمانی كه در هر روز به عهدنامه خود
بنگرد ولو پنجاه آیه باشد."(18)
3 ـ تعلیم دعا:
در تربیت دینی، دعا و درخواست از خداوند جایگاه ویژهای
دارد. دعا ابزاری است كه بنده را به خالق پیوند ميدهد و
از طریق آن، نیازهای فردی و درونی خویش را با خداوند قادر
متعال در میان ميگذارد و در پرتو آن به سكون و آرامش نایل
ميآید. علی علیهالسلام در سیره تربیتی خویش به عنصر دعا
اهمیت زیادی قائل شدهاند. آن حضرت هم دعاهایی را به
فرزندان خود تعلیم ميدادند و هم آنان
قرآن عهدنامهاياست از سوی خداوند تبارك و تعالی به خلق
خود، پس واجب است بر هر مسلمانی كه در هر روز به عهدنامه
خود بنگرد ولو پنجاه آیه باشد.
را بر مداومت بر آن توصیه مينمودند. امام حسین
علیهالسلام ميفرماید: "پدرم مرا به خواندن دعای جوشن
كبیر و حفظ و بزرگداشت آن توصیه نمودند و سفارش كردند كه
در هنگام وفاتشان آن را بر كفنشان بنویسم و آن را به
خانوادهام تعلیم دهم و آنان را بر خواندن آن
برانگیزانم."(19)
هر چند در روایات برای دعا اوقات خاصی بیشتر مورد تأكید
قرار گرفته و برخی دعاهای خاص در اوقات خاص وارد شده، امّا
علی علیهالسلام در سیره تربیتی خود هر فرصت مناسب را
مغتنم شمرده و به تعلیم دعا به فرزندانش پرداخته، برای
نمونه در هنگام غذا خوردن فرزندش امام مجتبی علیهالسلام
را به دعایی همیشگی سفارش نموده و در ضمن آن به نقش تغذیه
و سلامتی جسمانی برای انجام عبادات و نیز وسیله بودن غذا
برای توان عبادت بیشتر، اشاره مينماید؛ آن حضرت فرمود:
"فرزندم! هیچ لقمه سرد یا گرمی را مخور و هیچ شربت یا جرعه
آبی را منوش الاّ اینكه قبل از خوردن و آشامیدن، این دعا
را بخوانی "اللّهمّ انّی اسئلك فی اكلی و شربی السلامة من
وعكه والقوّة به علی طاعتك و ذكرك و شكرك فیما بقیته فی
بدنی و اَنْ تشجعنی بقوّته علی عبادتك و ان تلهمنی حسن
التحرز من معصیتك.."(20) امام علی علیهالسلام به دلیل
اهمیت دعا و نقش آن در تربیت دینی، نه تنها در طول زندگی
خویش به فرزندان خود تعلیم دعا مينمودند بلكه در واپسین
لحظات عمر خویش و در هنگام احتضار نیز از این امر غافل
نبودند، چنانكه در همان حالت حساس احتضار به فرزند خویش
امامحسن علیهالسلام دعایی راتعلیم نمودهاند(21).
4 - آشنایی با علوم اهل بیت علیهمالسلام
آشنا نمودن فرزندان با علوم اهلبیت علیهمالسلام و سخنان و
عقاید مربوط به آنان، از جمله عناصر مهم تربیت دینی در
فرهنگ شیعی و علوی است. بر والدین ضروری است كه ضمن آشنا
نمودن اجمالی آنان با مذاهب اسلامی عقاید حقّه شیعه را به
آنان تعلیم دهند و بذر محبت اهلبیت علیهمالسلام را در
دلهای آنان بیفشانند و آنان را با معارف غنی، متقن و
روشنگر اهلبیت علیهمالسلام آشنا نمایند. تعلیم معارف و
محاسن دانش ناب اهلبیت علیهمالسلام به فرزندان آنها را در
حریم امن عقیده قرار داده و از آثار شوم هجوم عقاید و
اندیشههای ناپاك مصون ميدارد. مرحوم صدوق با سند خود در
حدیث چهارصدگانه از علی علیهالسلام نقل كرده است كه حضرت
فرمود:"علّموا صبیانكم من علمنا ماینفعهم اللّه به لاتغلب
علیهم المرجئة برأیها"،"به كودكان خود آن مقدار از دانش ما
كه بهحال آنان مفید است، تعلیم دهید تا اندیشه و نظر
مرجئه(22) برآنان غالب نگردد."(23)5 ـ رعایت آداب و سنن
اسلامی در هنگام تولد فرزند:
در سیره تربیتی معصومین علیهمالسلام از لحظه تولد نوزاد،
فعالیتهای تربیتی آغاز ميگردد و با اینكه نوزاد توان
بالفعل درك اشیاء و اعمال را ندارد امّا در عین حال انجام
برخی آداب و مراسم برای تربیت صحیح او درآینده مؤثر است،
از این رو علی علیهالسلام در ضمن حدیث چهارصدگانه خود به
اصحابش، آنان را به انجام این آداب در هنگام ولادت
فرزندانشان توصیه نمودهاند:"...در روز هفتم برای
فرزندانتان عقیقه نمایید و به مقدار وزن موهای سر فرزندتان
نقره صدقه دهید. رسول خدا صلياللهعلیهوآله نسبت به حسن
و حسین و سایر فرزندانش اینچنین رفتار نمود."(24) و در
قسمت دیگر حدیث ميفرماید:" فرزندان خود را روز هفتم ختنه
كنید و گرما و سرما شما را از این كار بازندارد كه این
باعث پاكیزگی بدن نوزاد است..."(25)
منبع:نشریه فرهنگ كوثر ، شماره 34
شرط نوآوري
قيصر بود توي خيابون داشت راه ميرفت كه خواهرش رو با يك پسر ديد. داشتند گل ميگفتند و گل ميشنيدند.
دست كرد توي جيبش ، ضامن دار زنجان نبود!
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. گذاشت و رفت. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود توي خيابون داشت ميرفت كه ديد پنج تا جوان يك پيرمرد را گرفته اند زير مشت و لگد. د ِ بزن.
دست كشيد به گردنش. ديد رگ كلفت اصلا از اونجا نرفته!.
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. گذاشت و رفت. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود پيچيد توي كوچهشان. شب بود. ملول بود. منگ بود. دير وقت بود. ديد يك پيرزن توي زباله دارد دنبال نان خشك و غذاي پسماند ميگردد. دستش را برد كليد را از جيبش در آورد كه ديد دسته كليد لاي يك گله اسكناس پنج هزار توماني گم شده.
نگاه نكرد. نگاه نكرد. نگاه نكرد. چشمهايش خسته نــشد. رفت تو. در را بست. هيچ به خودش نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود توي تاكسي يك جغله بچه ميگفت: مفهوم واژهها عوض شده. براي شما وطن مفهومي داشت كه برايش ميمرديد. شما براي چع چيزهايي ميمرديد ؟ براي خاك؟
قيصر دست كرد توي سينه اش كه مفهوم وطن را، حتي به اندازه اشك و خون به او نشان بدهد. ديد سينه اش خالي از رازهاي قديمي است.
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. از ماشين پياده شد. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود شب آمد به خانه. با زنش نشستن پاي كامپيوتر، چت كردن. عكس يه غريبه آمد توي «روم زنش». رگ كلفت گردن محو شده بود. زنش براش از مفهوم زندگي مدرن گفت. قيصر رفت گنجه قديمي را بگردد ببيند چيزي از آن همه غيرتي كه پنهان كرده بود، باقي مانده يا نه.
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. رفت بخوابد. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود روز تولد دخترش بود. دخترش پريد بغل پدر كه خرج افتادي. جشن تولد داريم. چيزي نيست.چهل، پنجاه دختر و پسرن. دختره 16 سالگياش را جشن ميگرفت. پرسيد: پسرها كياند؟ دختر گفت: دوستهاي دوستهايم هستند. خانه را روي سرشان برداشتند. موزيك تند بود. تركاندند. قيصر دست كشيد به سبيلهايش. ديد خون نميچكد.
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود آمد خانه. پي اين بود به سگش غذا بدهد. يك سگ زينتي خيلي خوشگل. از اين پاكوتاهها و مو بلندها با ده تا زيمبل و زيمبو آويزان از بدنش. يك دفعه يك گربه آمد طرفش. سك قيصر دررفت.
قيصر نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. نه به گربه نه به سگش هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
قيصر بود شب آمد خانه. پسرش هنوز نيامده بود. دم دماي صبح آمد. صورتش تغيير كرده بود. قيصر پرسيد: رفتي سلموني؟ پسرش گفت: سلموني نــه. صد دفعه گفتم دوره سلموني ها ديگر تمام شد، بگو موسسـه زيبايي. سر ميز شام خيلي تو نخ پسره بود. آخرش هم فهميد كه هر چي هست در منطقه ابروست. بله، دستكاري شده بود. شبيه زنش. شبيه دخترش.
نگاه كرد . نگاه كرد. نگاه كرد. چشمهاش خسته شد. رفت بخوابد. هيچ چيز نگفت. هزاره سوم بود.
همسايه جلوي قيصر را گرفت. گفت: ميگويند بچهات هميشه تو فضاست. از پنجره اتاقش هميشه دود به هواست. سرخ پوست شده؟ قيصر گفت: به مولا ميكشمش. آمد خانه پسره را خواست. هر چه گفت، پسره كتمان كرد. قيصر گفت: مدرك دارم كه تو فضا ديدنت. فقط بگو اين فضا كه پاتوق تو شده، قبلاها اسمش چي بود؟
اين بار پسرقيصر باباشو نگاه كرد. نگاه كرد. نگاه كرد. هيچ چيز نگفت. لبخندي زد كه يعني خيلي پرتي. رفت خوابيد. هزاره سوم بود
قيصر رفت مانتو فروشي. يك مانتو كوتاه خريد. آورد خانه. گذاشت جلويش و تا آنجا كه ميتوانست مانتو را نصيحت كرد. بيچاره مانتو از فرط خجالت آنقدر بزرگ شد كه توي تن همه گريه ميكرد.
من ميخواستم مطلبم را با اميدواري به آخر برسونم. اما قيصر را ديدم كه با موي فشن و ريش لنگري و النگو بسته به مچ!!
حالا هزاره سوم را هم اگر ببينم، جرش ميدهم.
مجله امین جامعه

كمرويي و عوامل آن
سوال :چگونه با كمرويي خود مبارزه نمايم؟
------------------------------------
پاسخ: براى اين كه علت اين مسئله را بهتر بشناسيد با راهكارهايى كه ارائه مىشود مشكل را برطرف كنيد، كمى در اين زمينه توضيح مىدهيم.
يكى از علل كمرويى، اضطراب اجتماعي است. اضطراب اجتماعى از عدم يادگيرى مهارتهاى اجتماعى ناشى مىشود. يكى از ابعاد وجودى انسان كه بايد در محيط خانه و مدرسه متناسب با ساير ابعاد رشد كند، بعد اجتماعى است. انسان موجودى اجتماعى است و بايد در بستر اجتماع با همنوعان خود زندگى كند. براى اينكه بعد اجتماعى انسان رشد كند و در صحنههاى گوناگون بتواند با ديگران روابط مناسبى داشته باشد بايد مهارتهاى اجتماعى را ياد بگيرد. بعضى خانوادهها و يا بعضى از معلمان و مربيان دوران كودكى و نوجوانى، زمينه رشد و شكوفايى كودك را آن طور كه بايد، فراهم نمىكنند كه يا قادر به آن نيستند، يا امكانات لازم را ندارند و يا خودشان نيز در اين زمينه دچار مشكل هستند. به هر دليل، اين فرايند اجتماعى شدن و يادگيرى مهارتهاى ارتباطى با ديگران به درستى تحقق پيدا نمىكند وقتى نوجوان وارد صحنههاى بزرگ اجتماعى مىشود، فشار و ناراحتىهاي كمرويى را در خود بيشتر حس مىكند؛ زيرا مىخواهد دوستيابى كند، با همكلاسان خود صميمى باشد، در كلاس درس در مقابل جمع كنفرانس دهد و... علىرغم اين كه توانايى لازم را براى يادگيرى مطالب دارد و آنها را نيز خوب مىداند، ولى از ارائه آنها در مقابل جمع عاجز استو دچار اضطراب، خجالت و كمرويى و عوارض ناشى از آن مىشود. خوشبختانه يادگيرى مهارتهاى اجتماعى و بر طرف كردن اضطراب و ترس در مقابل جمع، كارى است كه امكان عملى آن وجود دارد و تجربه نيز آن را ثابت كرده است. بنابراين اگر كسى تصميم جدى داشته باشد،مىتواند با اين مشكل مقابله كند و خود را درمان نمايد و از حصار كمرويى رها شود و از توانمندىهايى كه دارد بهره ببرد. در فرهنگ ملى و دينى ما ايرانيان، مانند ساير ملل، آداب و رسومى وجود دارد كه اگر خوب رعايت شوند، فرايند اجتماعى شدن به آسانى تحقق پيدا مىكند. ازجمله اين آداب، سلام كردن و احوال پرسى از دوستان و خويشاوندان است در برخورد و معاشرت با ديگران سعى كنيد:
1- در دادن سلام پيش قدم باشيد.
2- بعد از سلام با جملات مرسوم، احوالپرسى كنيد و تا از شما جدا نشدهاند سعى كنيد از آنها جدا نشويد.
3- تلاش كنيد كه در كارهاى اجتماعى در محيط خانه و ... در فعاليتهاي دسته جمعى شركت كنيد ونقش فعالى رابپذيريد.
4- هنگام صحبت با ديگران يا در مقابل جمع به اعضاى بدن خود (دست، پا، نحوه صحبت و...) هيچ توجهى نكنيد و توجه خود را بر مطلبى كه مىگوييد متمركز كنيد
5- قبلاً مطلبى را كه مىخواهيد در مقابل جمع بازگو كنيد چندين بار در مقابل آينه تكرار كنيد و فرض كنيد كه در مقابل جمع مىباشيد.
6- سعى كنيد بر آنچه مىخواهيد بگوييد تسلط كافى داشته باشيد
7- اگر با شكست مواجه شديد، خود را نبازيد و براى بار ديگر خود را آماده انجام آن كار بكنيد.
8- قبل از اين كه در مقابل جمع قرار گيريد به خودتان تلقين كنيد كه «مىتوانم در مقابل جمع صحبت كنم».
9- وقتى حالت اضطراب پيدا مىكنيد سعى كنيد همه ماهيچههاى بدنتان را آرام و شل كنيد.
10- براى شكستن جو حاكم بر جمع و آرامش در صحبت كردن سعى كنيد داستانهاى كوچك، طنز، لطيفههاى شيرين و مناسب را كه افراد خبره در جلسات سخنرانى بيان مىكنند، در دفترچهاى يادداشت كنيد و شما نيز در شرايط مقتضى از آنها استفاده كنيد.
مطمئن باشيد با جديت، پشتكار و تمرين به خوبى مىتوانيد بر مشكل اضطراب اجتماعى و كمرويى پيروز شويد.
ضمنا به منظور كسب اعتماد به نفس، به راه كارهاى زير توجه كنيد:
1- توانايىها و استعدادهاى خود را شناسايى كرده آنها را بر روى كاغذى يادداشت كنيد. هر روز آن را براى خود بخوانيد و هرگاه توانمندى ديگرى در خود يافتيد، به فهرست تهيه شده اضافه كنيد.
2- موفقيتهاى مختلف گذشته خود را، روى كاغذى يادداشت كنيد و هر روز آن را براى خود قرائت نماييد (موفقيتهاى علمى، تحصيلى، هنرى و...).
3- به خود تلقين كنيد كه من فردى توانا و با اراده هستم.
4- هيچ گاه خود را تحقير و سرزنش نكنيد.
5- از منفى بافى درباره خود و اعمال و كارهايتان جدا پرهيز كنيد.
6- به محض خطور افكار منفى و شكستهاى گذشته به ذهنتان، بلافاصله جنبههاى مثبت خود و زندگى و موفقيتهاى مختلفى كه تا به حال داشتهايد به ياد آوريد.
7- پس از هر موفقيتى هر چند كوچك خود را تشويق كنيد.
باتشكر از بلاگ رسواي دل http://rosvayedell.persianblog.ir
مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.
توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.
1- مهربان و صمیمی باشید:
برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.
2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:
به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.
نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.
حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.
3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:
افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.
اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.
4- وارد دنیای آن ها شوید:
با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.
در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.
همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.
شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد میشود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق میافتد و مردم میخندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا [براي مشاهده لينک لطفا ثبت نام کنيد . ] در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیتها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و میتواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است.
روانشناسی شوخی
اغلب روانشناسانی که شوخی را مطالعه کردهاند نتیجه گرفتهاند که ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال میکند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخطبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیشبینی هستند و هر دو آنها به عنوان شاخصهای مهارتی اجتماعی مطرح میباشند. افراد احساسی لطیفهها را خندهدارتر درک میکنند و بیشتر میخندند.
افراد متعصب لطیفههای جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفههای بیمعنی را ترجیح میدهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت میبرند و از این طریق تنشهای خود را تخلیه میکنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیلهای است برای بیان غیر مستیم دلخوریها و ناراحتیها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمیتوان عنوان کرد.
نشانه های خانواده خوشبخت چیست؟
هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند.
وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ
لّـِتـَسكُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ
فِی ذَلِكَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَكَّرُونَ
و از نشانه های او ( خدا ) این كه از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما
آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این
( نعمت ) برای مردمی كه می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.
( سوره روم آیه 21 )
طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند
زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه –
مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و
پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر
حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن
اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها
باشد.
1 – در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی
شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می
كنند.
2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و
اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.
3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به
خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده
خوشبخت می دانند.
4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می
رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون
این كه كسی بفهمد حل كنند.
5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند.
6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند.
7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.
8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند.
9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛
دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی
كنند.
10 – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند.
11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند .
صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.
12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند.
13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر
از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست.
14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.
15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.
16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند.
17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.
18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و
گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل
منطقی ارائه می دهند.
19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند .
20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.
21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.
22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.
23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند.
24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.
فرض فیلم مستند مردان پرسپولیس (فوق العاده با لینک مستقیم)





دانلود مستقیم مستند امپراتور سرخ( زبان افشین قطبی)
| براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. سايز اصلي تصوير800در560 ميباشد |
سورپرایز ویژه--The Secret
| براي نمايش تصوير در سايز اصلي اينجا را كليك كنيد. سايز اصلي تصوير602در380 ميباشد |



دانلود کامل مرد 1000 و 2000 چهره با لینک مستقیم

